اپیستومولوژی خواهر زاده 4 ساله من

من و بابام و امیرخواهر زادم رفته بودیم قبرستون سر قبر مامان بزرگم.امیر از بابام پرسید اینجا کجاست؟بابام گفت قبرستون.امیر گفت این چیه؟بابام گفت این قبر مامانمه.امیر گفت بابا قبر تو کوش؟بابام خندید.من عین سگ ترسیدم.اخه بابام قهرمان زندگیمه.امیر نمی دونه قبر بابا یعنی چی.کی گفته ادم از چیزی می ترسه که ندونه چیه؟گوه خورده.امیر هی تکرار می کرد بابا قبر تو کوش؟بابام هی می خندید و این تکرار منو می لرزوند.جیکم در نمیومد.جلو بابام که نباید بلرزم.

بابام مرد.امیر رو بردم سر قبر.اخه این چند روز هی می گفت بابام کوش؟ تنها بابای کره زمین برای امیر بابا بود.به پدر خودش بابا نمی گفت.بابام تنها بابای کره زمین بود.بردمش سر قبر.گفت اینجا کجاست دایی؟گفتم قبر باباست.امیر تو چشام نگاه کرد.باهوش ترین بچه دنیاست این امیر.ازم نپرسید چون این دفه فهمیده بود قبر بده.ولی می دونم سوال تو ذهنش چی بود.دایی قبر تو کوش؟این صدا رو شنیدم.اینبار نترسیدم.ولی نتونستمم بخندم.اخه من که بابام نیستم.تنها کسی که به قبر خودش هم می خندید تا ته دل کسی خالی نشه بابام بود.تنها بابای دنیا بابام بود.

پینوشت : بابام 23 خرداد 93 ساعت 3:30 مرد.

Advertisements

چرا از برد آرژانتین خوشحالم؟

1- هیچ چیزی به اندازه “امید” افسرده کننده نیست.جهان نیاز به باز تعریف این کلمه دارد.امید اسم رمز فریفتن الاغ برای هویج آویخته است.امید دروغی است که هژمونی حاکم برای ادامه سیکل کار – آگاهی – سرکوب می سازد.امید به اندکی آسودگی با قانون کار جدید یا فشرده تر شدن سینه ها با استفاده از تکنولوژی لیزری همواره آب از دهان امیدواران سرازیر میکند بی آنکه سیرابشان کند.همیشه ممه هایی خوش فرم تر وجود دارند.

2- ” نیهیلیسم ” نام عملیات نجات است.نجات آینده بشر و نجات “شادمانی بی اندازه” از دامن امید.امید همواره قسمتی از واقعیت امروز را در خود دارد.توصیه مکرر امیدواران و امیدسازان به واقع بین بودن حاکی از حیله ی کثیفی است.تنها زمانی می توان از انسان بودن لذت برد که امید به چیزی که در جایی دیگر ساخته می شود در مقابل غریزه بشر قرار نگیرد.تمدن مظهر سرکوب بشر است و امید مظهر تمدن.”کس خار دنیا بودن” در حقیقت تاکتیکی است برای خارج شدن از بازی حاکم.زدن رج و نقشی که خودت می خواهی و شروع نوع ویژه و خالصی از آزادی.یک امیدوار هیچ گاه آزاد نیست.زیرا باید داخل امکانات موجود امید بسازد و در نهایت خود این امید بلای جان او می شود.

3- رویا پردازی رقیب دیرینه امید نیز در این کارزار به تنهایی کاری از پیش نخواهد برد.دریمرها توان گسست از وضعیت موجود را دارند اما به زودی زیر پای خود را خالی می بینند.آقای گربه وقتی بر روی صخره ای می دوید و از آن “رد میشد” تا لحظه ای که زیر پای خود را نگاه نمیکرد می دوید.درست در لحظه ی آگاهی بود که کت “سقوط میکرد”.دریمر ها مراقب زیر پای خود باشید.

4- من امیدی به رخدادی نجات دهنده در جام جهانی ندارم.صبح که از خواب برمیخیزم تست نمیکنم که پری برای پرواز دارم یا همچنان همان آی تی منِ گرفتار در ترافیک و درگیر با خانه اجاره ای هستم یا خیر.ولی میدانم که خوشحالم.خوشحال از اینکه آرژانتیم بازی دیشب را برده.خوشحال به مثابه یک انسان نه یک امیدوار یا یک دریمر.